تحلیل ژئوپلیتیکی سناریوهای محتمل درباره برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)دکتر محمدرضا حافظ نیا،
تحلیل ژئوپلیتیکی سناریوهای محتمل درباره برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)
از دکتر محمدرضا حافظ نیا، مهر1396
سیستم برجام هشت رکن یا عنصر دارد: روسیه، چین، آلمان، فرانسه، بریتانیا، اتحادیه اروپا، ایران و امریکا. اینها هشت عنصر اصلی توافق برجام هستند، که تاییدیه شورای امنیت سازمان ملل را نیز کسب کرده است.
باید تأکید کرد که کشورهای آلمان و فرانسه در این سیستم دو جایگاه و نقش دارند. یک جایگاه و نقش، تحت عنوان شخصیت ملی کشورشان است و جایگاه دیگر به عنوان عضو اتحادیه اروپا.
در شخصیت حقوقی، تابع اتحادیه اروپا هستند و سخن شان در آن جایگاه، از زبان خانم موگرینی قابل استماع است. به عنوان نماینده 27 کشور اروپایی.
فرانسه و آلمان ضمن اینکه از طرف خودشان حرف میزنند؛ ملزم به هماهنگی با خانم موگرینی نیز می باشند.
البته همه اینها جزو سیستم غرب هستند که رهبری آن نیز با ایالات متحده آمریکاست. از این جهت است که آمریکا توقع همراهی آنها را دارد.
در شرایط کنونی چند سناریو در باره برجام متصور است:
سناریوی نخست، این است که ایالات متحده آمریکا از سیستم برجام خارج شود؛ و بدنبال آن سایرین هم از برجام خروج کنند و برجام منحل شود.
انحلال برجام با خروج آمریکا، از نظر ژئوپلیتیکی یعنی تثبیت موقعیت برتری ایالات متحده آمریکا. یعنی پیامی خوب برای ایالات متحده آمریکا و پیامی بد برای سایرین؛ از جمله ایران. یعنی موقعیت آمریکا در جایگاه سلطه جهانی و نظام تک قطبی تثبیت می شود. این نشاندهنده قدرت برتر ایالات متحده خواهد بود و قدرت آمریکا در تعبیری ژئوپلیتیکی، بازساخت میشود. این پیام بدی برای چهانیان است که باید سلطه ایالات متحده آمریکا را کماکان بپذیرند. زیرا سرباز زدن از تصمیم آن مستوجب تنبیه است.
سناریوی دوم، این است که ایالات متحده آمریکا بپذیرد که در برجام بماند.
این پیام بدی برای آمریکا خواهد بود. زیرا عقبنشینی از مواضع به حساب می آید و حیثیت آن در سیستم ژئوپلیتیکی جهانی مخدوش می شود. بنابراین سایرین اطاعتپذیری محض از آمریکا نخواهند داشت. مثل قدرتی که دچار ضعف شده و در مجموعه کشورها تحقیر می شود. یعنی کاهش یا سقوط منزلت ژئوپلیتیکی آمریکا را در سیستم جهانی در پی دارد. این پیامی بد ولی ضعیف برای ایالات متحده آمریکا خواهد بود و پیام ضعیف خوبی برای سایرین.
سناریوی سوم، اینکه آمریکا از سیستم خارج شود ولی سایرین نه، و برجام پابرجا بماند.
در این صورت این پیامی خوب و قوی برای جهانیان، و پیام بسیار بدی برای ایالات متحده آمریکاست. چون نشان از حرکت آمریکا به سمت ایزوله شدن دارد. بقیه اطاعت و تبعیت نمی کنند و موقعیت برتری آمریکا را نمی پذیرند. یعنی به قدرت و غرور ایالات متحده آمریکا بیتوجهی می شود. این پیام خوبی برای سیستم ژئوپلیتیک جهانی است که بیانگر حرکت سیستم جهانی به سمت نظام چند قطبی است. یعنی نظام شبه تک قطبی، بعد از یک ربع قرن و پس از پایان جنگ سرد به این سو منقضی میشود. این پیام یک تغییر اساسی در نظام ژئوپلیتیک جهانی محسوب می شود.
سناریوی چهارم، این است که آمریکا با شرایطی در برجام بماند. یعنی مصالح و منافع ایالات متحده آمریکا سبب شود که رئیس جمهور ترامپ را وادار کنند تا به صورت مشروط در برجام بماند.
این حالت مشروط برای ایران حامل پیام خوبی نیست. ولی برای ایالات متحده آمریکا پیام خوبی است. یعنی آمریکا همراه با منت گذاشتن بر سر متحدین غربی و سایر عناصر برجام درآن میماند. ولی از نظر آن کشور، فضای گفتگو باید ادامه پیدا کند، تا برجام اصلاح شود. این موضع، می تواند متحدین ایالات متحده آمریکا در سیستم غرب را جذب کند و با اتخاذ این موضع آمریکا می تواند موقعیت هژمونیک خود را در سیستم جهانی تداوم بخشد. سپس آلمان و فرانسه و اتحادیه اروپا، ناگزیر خواهند شد تا با ایالات متحده آمریکا کنار بیایند. به احتمال زیاد دولت آمریکا با طرح شرایطی از تفاهم برجام خارج نشود. وقتی آمریکا می گوید به صورت مشروط در برجام میمانم یعنی می خواهد با این روش منزلت ژئوپلیتیکی خود را در سیستم تضمین کند. یعنی با بهره گیری از موضع اقتدار سنتی در سیستم جهانی و نیز ابزارهای فشار، بقیه را وادار به متابعت و همراهی با خود کند.
بنظر می رسد موضع جمهوری اسلامی ایران هم در همه حالات مزبور این باشد که برجام را با همین محتوا و وضع کنونی حفظ نماید.
بحثی کلاسی در زمینه مفهوم پوپولیسم در دموکراسی
از دکتر محمدرضا حافظ نیا
مهر 1396
دولتها و حاکمان ناشی، مغرور و خود رای، معمولا جز تخریب ره آورد دیگری ندارند. قرار گرفتن این گونه افراد در قدرت، ایجادکننده نوعی باور کاذب در آنان است که تصور می کنند اینها مظهر قدرت اند و هر تصمیمی که بگیرند قابل اجراست. توهمی در آنان شکل میگیرد که همه باید از آنها پیروی نموده و آنان را همراهی کنند. این توهمی خطرناک است. غرور قدرت آنان را فرا می گیرد و در سیستم سیاسی آنها نیز نهادینه می شود. این شروع زوال است.
متاسفانه گاهی اوقات چنین انسانهایی مقبول توده ملت خود میشوند و در پروسه دموکراتیک رأی میآورند و قدرت سیاسی را نیز قبضه می کنند. اینها رویکردشان بیشتر تخریب است تا ساختن. با وجود اتاقهای فکر و مراکز مشاوره راهبردی، این افراد توجهی به نظرات آنها نمی کنند و کسی جز خود را قبول ندارند.
اطلاق واژه پوپولیست هم که به آن اشاره شد واژه دقیقی برای این افراد نیست. چون بازیگران و سیاستمداران در تمام دنیا به نحوی پوپولیست هستند. زیرا اگر رویکرد و سیاست پوپولیستی را در پیش نگیرند؛ رأی نمیآورند! بنابراین افکار عمومی عوام را باید جلب کنند. جوامع بشری و آحاد ملتها با علم به لحاظ کردن فرایند توسعه یابی مستمر، حتی در جوامع پیشرفته، بدو بخش عوام و غیر عوام تقسیم می شوند، و همواره بخش عوام از اکثریت برخوردارند و غیر عوام در اقلیت قرار دارند. ملاک موفقیت در پروسه های دموکراتیک در کشورهای جهان نیز کسب اکثریت آرای شهروندان که عوام و توده ها هستند می باشد. بنابراین بازیگران سیاسی در پارادایم دموکراسی، ناگزیر از اتخاذ رویکرد عوام گرایی و برنامه های تبلیغی و سیاستهای عوام گرایانه هستند تا بتوانند افکار و آرای عوام و توده مردم را به سمت خود جلب نموده و حفظ نمایند. در غیر اینصورت رای نمی آورند، و رقیب عوام گرا بر آنها پیروز می شود. اینگونه است که معمولا بازیگران سیاسی در فرایندهای دموکراتیک بعضا تبدیل به گانگسترهای سیاسی می شوند. بنابراین بنظر می رسد پوپولیسم و عوامگرایی از ضرورتهای دموکراسی است. دموکراسی در ذات خود یعنی حکومت مردم و توده ها و به تعبیری عوام. با رأی نخبگان و کارشناسان و متخصصین به تنهایی، که کسی رئیس جمهور کشوری نمیشود! در پارادایم دموکراسی برای کسب قدرت سیاسی رأی عوام مورد نیاز است. اگر رأی عوام که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند برگردد، بازیگر سیاسی از گردونه قدرت سیاسی بیرون میافتد. پس تمام بازیگران سیاسی در جهان اعم از کشورهای پیشرفته و یا عقب مانده که به نوعی در پروسه کسب قدرت دموکراتیک تقلا می کنند به عوام گرایی مبتلا هستند و اطلاق پوپولیست در مورد همه آنان صادق است.
کتاب اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک (با ویرایش جدید و تجدید نظر)
شنبه, 28 مرداد 1396
نویسنده: دکتر محمدرضا حافظنیا
(استاد تمام جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس)
چاپ انتشارات پاپلی، تابستان 1396
دانش ژئوپلیتیک یکی از شاخههای علمی رشته جغرافیای سیاسی است و به آن بخش از معرفت بشری اطلاق میگردد که به معلومات ناشی از ارتباط متقابل بین جغرافیا و سیاست در پرتو مؤلفه قدرت مربوط میشد. این شاخه علمی از زمان وضع آن طی بیش از یک قرن گذشته (1899 میلادی)، از نظر مفهومی و فلسفی دچار شناوری و گاهی رکود بوده و همانند برخی رشتههای علمی دیگر هنوز بر سر موضوع و ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد.
دانش ژئوپلیتیک تا اواسط نیمه دوم قرن بیستم در جهان با رکود و بیمهری از درون جامعه جغرافیدان، روبهرو بود. ولی اجتنابناپذیری تداوم مطالعات ژئوپلیتیکی، موضوعات آن را در کانون توجه و علاقه رشتههای روابطبینالملل، علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد و... قرار داد.
تحولات ربع پایانی قرن بیستم در جهان، از قبیل توسعه جنبشهای صلحطلب و سازمانهای غیرحکومتی، تحول در موازنه قوی بین قدرتهای آمریکا و شوروی و تن دادن آنها به پیمانهای تحدید و کنترل تسلیحات استراتژیک،
توسعه وابستگیهای بین دولتی و بین کشوری، مناسبات اجتنابناپذیر بینالمللی بهویژه در حوزه اقتصاد و تجارت، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تحولات منطقه خلیج فارس، فروپاشی نظام دوقطبی، مسایل زیست محیطی کروی، پایان جنگ سرد، توسعه مقاومتها در برابر دولتها و قدرتها در اشکال مقاومتهای مدنی و شهروندی و مقاومت مسلحانه، توسعه ناامنی و تروریسم بینالمللی، ظهور نظامیگری مدرن و اشغال نظامی سرزمینهای دیگران، توسعه رقابتهای قومی و نژادی، گسترش فرآیند جهانی شدن اقتصاد، رسانهها و اطلاعات، فناوری اطلاعات، اینترنت و فضای مجازی، توسعه همکاریها و رقابتهای فضایی و غیره، عرصههای موضوعی دانش ژئوپلیتیک را بار دیگر مطرح کرد و به احیا و بازخیزی آن کمک نمود. ژئوپلیتیک بار دیگر به محیطهای دانشگاهی، اجتماعی، سیاسی و رسانهای بازگشت.
توسعه و رشد سازه علمی ژئوپلیتیک مستلزم تعریف اساس فلسفی محکم که موضوعیت و ضرورت آن را توجیه نماید، میباشد. از دید نگارنده این کتاب، روابط و ترکیبات عناصر سهگانه جغرافیا، سیاست و قدرت و الگوهای رفتاری ناشی از آن میتواند مبنای فلسفی پایداری برای دانش ژئوپلیتیک محسوب گردد. این دیدگاه که خاستگاه آن نظام علمی جغرافیا است چارچوب کلی کتاب «اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک» را تشکیل میدهد.
کتاب مزبور که از یازده فصل به شرح زیر تشکیل میشود، بازنگری شده چاپ قبلی آن بوده و بیش از یکصد صفحه، شامل مباحث جدید تر به آن افزوده شده است.
فصل اول: به تبیین ماهیت، فلسفه و مفهوم ژئوپلیتیک اختصاص دارد.
فصل دوم: تعاریف ژئوپلیتیک را بررسی نموده و نهایتاً به ارائه تعریفی نو از ژئوپلیتیک میپردازد.
فصل سوم: سیر تحول اندیشه و گفتمان در ژئوپلیتیک را از قرن 19 تا کنون مورد بررسی قرار میدهد.
فصل چهارم: روششناسی علمی و پژوهشی در مسایل ژئوپلیتیکی را بیان میکند.
فصل پنجم: به شاخههای تخصصی در ژئوپلیتیک میپردازد.
فصل ششم: مفاهیم پایه و اساسی در ژئوپلیتیک را تشریح و تبیین مینماید.
فصل هفتم: ارزشها و عوامل جغرافیایی به عنوان یکی از عناصر بنیادین در ژئوپلیتیک را به طور مبسوط مورد بررسی قرار میدهد.
فصل هشتم: عامل سیاسی و نقشآفرینی بازیگران سیاسی را در ژئوپلیتیک، مورد بحث قرار میدهد.
فصل نهم: قدرت جمعی و ملی و ابعاد مختلف و روشهای برآورد آن را تشریح میکند.
فصل دهم: به بیان منافع و اهداف جمعی و تمایز آنها از هم میپردازد.
فصل یازدهم: رفتارهای ژئوپلیتیکی و کنش بازیگران نسبت به همدیگر را که سطح تلاقی عناصر و اصول اساسی جغرافیا، سیاست و قدرت را تشکیل میدهد، تبیین مینماید.
اين سايت پل ارتباطي ما با سرگروه های آموزشی، دبيران، دانشجویان ،دانش آموزان و همه ي علاقمندان و صاحب نظران آموزش جغرافیا است. لطفا نظرات خود را با ما درميان بگذاريد.(با تشکر علي پاك مهر)